۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

دل ارا هم اعدام شد



یک انسان دیگر نیز به دلیل جرمی که در سنین زیر هجده سالگی و سنین مجازات غیر قانونی(طبق قوانین بین الملل)مرتکب شده بود به لیست اعدامهای سیاه حکومت اسلامی پیوست.
دل ارا دارابی دختر جوانی که در سن هفده سالگی مرتکب به قتل یکی از بستگانش(دختر عموی پدرش) شده بود دیروز جمعه،مورخ هشتم اردیبشت ماه پس از تحمل شش سال حبس در زندان مرکزی رشت به دار مجازات اسلامی اویخته شد.این اعدام در حالی صورت پذیرفت که حتی تاریخ اعدام دل ارا نیز به صورت دقیق روشن نبود و سبب شکه شدن وکلای دل ارا گردید.چنانچه چندی پس از انتشار خبر اعدام دل ارا عبدالصمد خرمشاهی در حالی که از چگونگی وقوع این اعدام و جزئیاتش بی اطلاع است و شکه شده میگوید:
((نمی دانم چه اتفاقی افتاده،من در حال رفتن به رشت هستم.حالم خیلی بد است)).
و این در حالی است که حتی اقای خرمشاهی با استناد به شواهد و قرائن موجود دل ارا را بی گناه میداند.
حکم اعدام دلارا در حالی اجرا شد، که چندی پیش، به دلیل عدم حضور اولیای دم مقتول ، اجرای حکم وی به تعویق افتاده بود. با این وجود، این بار دادسرای استان رشت، بدون اعلام و اطلاع قبلی، حکم اعدام این هنرمند جوان را به اجرا در آورد.
در روزهای پايانی فروردين ماه آيت‌الله هاشمی شاهرودی رئيس قوه قضائيه حکم اعدام دل‌آرا دارابی را برای مدت محدودی متوقف کرد تا اين دختر ۲۳ ساله و خانواده‌اش فرصت جلب رضايت از اوليای دم را داشته باشد.
دل آرا دارابی متهم بود که در آبان ماه سال ۸۶ درحالی که ۱۷ سال داشت، یکی از بستگان پدرش را به قتل رساند. طبق اقرار دل آرا ، دادگاه وی را به عنوان متهم ردیف اول پرونده معرفی کرد. درحالی که او پس از این اقرار اولیه، علت اقرارش را علاقه زیاد به پسری عنوان کرد که به گفته دل آرا، عامل اصلی جنایت بود. دل آرا در جلسه دادگاه عنوان کرد، به دلیل اینکه ورزشکار است و کاراته کار می کند، توانسته است با وجود جثه کوچک و نحیفش، مقتول را مورد حمله قرار دهد. او پس از این اقرار که یکی از دلایل اصلی صدور حکم قصاص علیه وی بود، ارتکاب به قتل را انکار کرد.
عبدالصمد خرمشاهی بر اين اعتقاد و باور است که خانم دارابی بی‌گناه بوده و شواهد متعدد در پرونده وی بيانگر آن است که وی نمی‌توانسته قاتل باشد. وی در اين زمينه به روزنامه اعتماد گفته است: «ايرادهای زيادی در پرونده وجود دارد و مدارک موجود در پرونده نشان می دهد اين دختر قاتل نيست. دل‌آرا چپ دست است و با توجه به ضربات وارده به مقتول و شواهد ديگر، ممکن نيست اين دختر قاتل باشد.»
نمایشگاه نقاشی آثار دل آرا دارابی باعث ایجاد توجه محافل حقوق بشری به پرونده اعدام وی شده بود.
سازمان عفو بين‌الملل در لندن نيز، بر عليه حکم اعدام دل‌آرا دارابی، تظاهراتی را حدود دو هفته پيش مقابل سفارت ايران در لندن سازمان داد تا بلکه بتواند بدین وسیله از اجرای حکم اعدام وی جلوگیری به عمل اورد..
مطابق قوانين جزايی ايران، قصاص يک حق شخصی است و خانواده قربانی مختار است که بين اجرا و عدم اجرای حکم صادره دست به انتخاب زده و يکی را برگزيند.
سازمان عفو بین‌الملل در واکنش به اعدام غافلگیرانه دل‌آرا دارابی با انتشار بیانیه‌ای این اقدام مقام‌های قضایی ایران را محکوم کرد و آن را ظالمانه دانست. جوری دایک، از مسئولان سازمان عفو بین‌الملل در لندن، در گفت‌وگو با رادیو فردا به این موضوع پرداخته است.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

روزی به نام زحمت کشان دنیا

اول ماه مه، روز جهانی کارگر بر تمامی کارگران
و رنج کشیدگان مبارک
***

پرچم سرخ را همیشه و همیشه خواهی دید
با عشق یا نفرت
- بسته به جایگاهت در این پیکار
زیرا که پایانی نیست بجز پیروزی قاطع ما
در همه شهرها و کشورها
در هر کجا که کارگری هست
((برتولت برشت))

۱۳۸۸ اردیبهشت ۵, شنبه

مضحکه انتخاباتی



باز هم یک انتخابات دیگر سر رسید و باز هم تلاشی دیگر از سوی حکومت برای تحکیم پایه های متزلزل و گسسته خود صورت میگیرد تا بلکه بتواند اندکی خود را از منجلابی که در ان به دام افتاده نجات دهد و باز هم با با یک سری نمایشات مضحک و بی معنی که تنها مورد توجه و باور عده ای ساده انگار که دیدشان از نوک دماغشان فراتر نمی رود قرار گیرد و با قرار دادن چندین گزینه رای از میان کاندیداهایی که نمی توان قضاوت نمود کدام یک از دیگری بدتر و نالایق تر است سعی میکند که مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند تا شاید سندی در مقابل کنایات امریکا و غرب و ادعاهای مبارزان راه ازادی وطن و فعالین حقوق بشر داشته باشد.ولی زهی خیال باطل که حتی اگر هم تمام مردم ایران بلا استثنای یک نفر هم به پای صندوقهای رای کشیده شوند و فریب یاوه های کاندیداهای دروغگوی شیاد ریاست جمهوری را بخورند اندکی از بار اضمحلال وارده بر حکومت و اساس پوچ حکومت الله کاسته نخواهد شد.این وسط تنها این باقی میماند که وضع مملکت داری و مدیریت ارکان مختلف کشوری به بهانه این چند ماه جنجال انتخاباتی ضعف و سستی اش بیش از پیش شود و فشارهای بیشتری بر روی وزارتخانه های بی کفایت و نالایق وارد اید که ثمره اش هم چیزی نیست جز فرود امدن انبوهی از مشکلات و اضطرابها بر کنج روح و روان مردم ایران.
اصلا برایم قابل درک نیست که چرا هر چهار سال یکبار این نمایشات مضحک انتخابات به راه می افتد در حالی که میزان رای مردم و رئیس جمهور منتخب! مردم از قبل تعیین شده و علاوه بر ان معیار و اصول تئوریکی انتخابات جمهوری اسلامی با هیچ کدام از کشورهایی که حکومت الله از فقدان نظارت درست بر انتخابات ان کشورها سخن میگوید همخوانی ندارد و صرفا یاداور ضعف و فقدان تشکیلات و تفکرات به روز سیاسی در حکومت اسلامی است.از همین حالا هم به وضوح روز روشن است که چهار سال دیگر را هم باید نظاره گر نشستن احمدی نژاد بر اریکه ریاست جمهوری باشیم.شواهد و قراین نشان میدهد که ولی وقیح و روسای حکومت و نمایندگان امام زمان با اندکی اختلافات که ان هم مربوط به کمی و کاستی سهمشان از مال مردم ایران است به اتفاق یکدیگر موافق با چهار سال رئیس جمهوری دیگر برای احمدی نژاد هستند.مخالفتهای ظاهری امثال لاریجانی و یا تشرهایی که رفسنجانی در مصاحبه هایش به احمدی نژاد میزند نیز چیزی جز دگمهای تبلیغاتی و نمایشات مسخره نیست که صرفا جنبه ای برای بیان ازادی نداشته جمهوری اسلامی دارند که اگر اینگونه نباشد و احمدی نژاد انتخاب نشود اولین دیدگاه های تمسخر امیز و منفی به سوی شخص سید علی اقا و نمایندگانش در استانهای کشور برمیگردد که حمایت تام خود را از احمدی نژاد اعلام نمودند و حتی خامنه ای پارسال فرمان برنامه ریزی های قبلی را به احمدی نژاد برای دوره دوم رئیس جمهوری اش داد.در این میان نیز امثال موسوی که جایگزین خاتمی به حساب می ایند و نام روشن فکر دینی را با خود یدک میکشند تنها ابزاری هستند برای فریب مردم و کشاندن انها به پای صندوقهای رای تا بلکه ملایان و نمایندگان امام ته چاه در مقابل امریکا لال نشوند و باز هم با زبانی به اندازه دیوار چین انواع و اقسام حرفهای بی پایه و اساس و دروغین را بار این ملت فلک زده و کشورهایی که کودن فرضشان کرده اند بکنند.


جالب تر انکه اصلا اساس واصول و نحوه انتخاب کاندیداهای ریاست جمهوری نیز به نوبه خود جوک محسوب میشود.بدین ترتیب که نامزدهای ریاست جمهوری نخست باید به تایید و مقبولیت دوازده عضو اصلی شورای نگهبان که شش تن از انها که از جمع فقهای ذوب شده در ولایت فقیه و شش تن دیگر از به اصطلاح حقوق دانان معرفی شده توسط رئیس قوه قضاییه هستند برسند و شورای نگهبان نیز با نظارت خود بر اجرای انتخابات امکان هرگونه تقلب و کژی را به صفر برساند.به عبارتی دیگر شش تن از ملایان شورای نگهبان که با فرمان مستقمیم رهبر حکومت اسلامی عزل و نصب میشوند باید صلاحیت نامزدها را تایید کنند.بنابراین این شش تن زیر نظر و مورد اعتماد کامل سید علی اقا هستند و رای سید علی اقا رای انهاست و سید علی اقا با هر کس حال نکند ان شخص مورد تایید و نظر این علما و فضلای دانا! نخواهد بود.شش تن دیگر که جملگی چاقو کشان و ادمکشان و مسجدی های حکومت هستند که به عنوان حقوق دان در این شورا وظیفه خود یعنی لیسیدن کاسه رهبر را ادا میکنند از سوی رئیس قوه قضاییه معرفی و به این جایگاه دست مییابند که رئیس قوه قضاییه که در حال حاضر ایت الله شاهرودی ریاستش را بر عهده دارند نیز مورد تایید و اعتماد رهبر هستند و از سوی ایشان انتخاب میگردند.در حالت کلی هر انچه که در شورای نگهبان و جریان انتخابات میگذرد طبق میل ولی فقیه پیش میرود.با این وجود یک فرد باید نهایت ساده انگاری و ظلم را بر خود هموار سازد که با همه این تفاصیل باز هم با رای خود به این حکومت مشروعیت ببخشد.
رای به این حکومت یعنی رای به تمامی جنایات و ظلماتی که این حکومت نا مشروع و غاصب طی سی سال حاکمیت پلید و پلشت خود به ازادیخواهان و به مردم ایران نمود.رای به این حکومت یعنی رای به تلاش گسترده ای که این حکومت برای نابودی فرهنگ،تاریخ و تمدن ایران به خرج میدهد که در طی چندین سال گذشته با انواع و اقسام تاخت و تازهای وحشیانه اخوندهای بی هویت به اصالت ایرانی مواجه شده ایم و عملکردهای به شدت ضد ایرانی همچون ساخت سد سیوند در جهت نابودی مقبره کوروش بزرگ،نابودی و صدور بسیار اثار باستانی و تاریخی با ارزش ایران به خصوص اثار تخت جمشید و دوران شکوهمند قبل از حمله اعراب را شاهد بوده ایم.رای به این حکومت یعنی رای به اعدامهای گسترده ای که طی سالهای 59،60،63،67 برای پاکسازی انقلابیون واقعی و ازادیخواهان صورت گرفت.رای به این حکومت یعنی رای به جنایات رژیم در 18 تیر و قتلهای فجیع زنجیره ای که دست افتخارات این ملک را به نا حق از این دنیا کوتاه کردند.رای به این حکومت یعنی رای به مرتجع ترین،چپاول گر ترین،مفسدترین،ضد ایرانی ترین و مخرب ترین حکومتی که تا به حال مام وطن ایران عزیز به خود دیده است.با همه این توصیفات اگر هنوز هم میپندارید که ایرانی هستید و اندکی شرف،شرم و وجدان در وجود خود احساس میکنید نه انکه به صورت علنی و گسترده وارد مبارزه با رژیم شوید اما دسته کم هیچ گونه عملی را برای مشروعیت بخشیدن به این حکومت ننگین انایرانی انجام ندهید و دسته کم نمود اعتراض به این حکومت را در گفتار و عمل خود و در واکنشهای گوناگون دیگر نشان دهید.
کاندیداهای رئیس جمهوری نیز به مراتب از دیگری بدتر و ابله تر هستند و اگر هم کسی به این دجالان رای دهد انتخابش از گزینه احمق و احمق تر باید باشد.حال مانده که انتخابش اخوند روشن فکرنمایی مثل موسوی باشد یا دلقکی قجر زاده مثل احمدی نژاد.در همین بین نیز گروهی از اوباش و جیره بگیران حکومت شروع به تبلیغات اینترنتی کرده و چندین سایت و وبلاگ راه اندازی نموده که وظیفه عمده اش پاک کردن سبزی مخالفان دولت احمدی نژاد است تا بلکه بتوانند دسته کم اندکی از حیث مخالفتهای وبلاگ نویسان بر ضد حکومت و دولت و انتخابات شرم اور حکومت اسلامی بکاهند و به همین منظور نیز چند نفر بیکار مزدور پشت مانیتور مینشینند و روزانه چندین هزار پیغام و پیام اینترنی را از طریق ایمیل و یا کامنت به محضر دیگران میرسانند و از انان میخواهند تا برای دوام و بقای دولت مهروزی احمدی نژاد از خود مایه بگذارند و برای تداوم در اجرای مهر و عدالت به احمدی نژاد اعتماد کنند.به هر حال این اوباش هم باید از یکی راهی پول در بیاورند و بدین سان از سوی حکومت تقضیه شوند.البته انتخاب دوباره احمدی نژاد میتواند حامل یک نکته مثبت باشد و ان اینکه با انتخاب دوباره وی به عنوان رئیس جمهور و ادامه بی کفایتی ها و بی لیقایتی ها و انواع و اقسام ضعفهای مدیریتی و ابروریزیهای که به بار اورد شدت عصبانیت و انزجار مردم از این حکومت غاصب فزونی یابد تا شاید به اصطلاح به جوش ایند و دسته کم یک تکانی به خود بدهند.احمدی نژاد مثال یک هویدای اسلامی است.به عبارتی وی میتواند نقشی مشابه همچون امیر عباس هویدا در زمان فعلی داشته باشد.هویدا یکی از کاسه لیس ترین و لمپن ترین افراد دسته کم طی نیم قرن گذشته است که نقش به سزایی در گسترش نارضایتی های مردم و افزایش اعتراضات خیابانی داشت که سر انجام اشتباهات بزرگ جریان انقلاب و سرنگونی رژیم پهلوی را هموار نمود.امید است که این قاعده در مورد احمدی نژاد هم صدق کند.

۱۳۸۸ فروردین ۱۵, شنبه

الفضل للمتقدم(اثر انگشت؛ معجزه ی ناب الهی به روایت محمد رسول)


یکی از ادعاهایی که در مورد معجزات علمی قرآن مطرح میشود این مسئله است که در قرآن به یکتا بودن اثر انگشت-این واقعیت که اثر انگشت هر انسانی تنها منحصر به او است اشاره شده است. آیه ای که این ادعا از آن اخراج شده است در زیر آمده است:

سوره قیامت آیات 3 و 4
أَ يَحْسَبُ الإِْنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ

آيا انسان مي‏پندارد كه استخوانهاي او را جمع نخواهيم كرد؟
بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ
آري قادريم كه نوک انگشتان او را موزون و مرتب كنيم.

نخست اینکه باید توجه داشت نوک انگشت به دلیل کوچکی و اینکه همیشه قابل دیدن هست همواره بعنوان مقیاسی برای سنجش بکار میرود. مثلا در فارسی بسیار شنیده میشود که میگویند "فلان شخص یک سر انگشت شجاعت ندارد"، یعنی اینکه این آیه به هیچ عنوان در مورد اثر انگشت صحبت نکرده است بلکه در مورد یکی از قسمتهای کوچک بدن صحبت کرده است که الله حتی قادر است آنرا نیز دوباره در روز قیامت بازیافت کند.
دوم اینکه اثر انگشت در نوک انگشتان قرار ندارد، اثر انگشت زیر هر انگشت و روی بند هر انگشت وجود دارد، نوک انگشت اطلاعات خاصی را حمل نمیکند و در انگشت نگاری از آن استفاده نمیشود اگر منظور قرآن انگشت نگاری بود باید از بند انگشت سخن میگفت نه از نوک انگشت.
سوم اینکه استفاده از اثر انگشت در زیر نامه ها و قرارداد ها قدمتی هزاران ساله دارد و پیش از محمد نیز افراد زیر نامه هایشان را انگشت میزده اند، یعنی اینکه میدانستند اثر انگشت انسانها با یکدیگر متفاوت است. در چین و بابل باستان و در نوا اسکوشیای کانادا آثار باستانی کشف شده است که نشان میدهد این مردم برای انجام معاملات اقتصادی خود از اثر انگشت بعنوان یک سند استفاده میکردند.
استفاده از اثر انگشت بویژه در میان چینی ها یکی از قدیمیترین تمدن های بشری رایج بوده است و اسناد و مدارک دولتی و اقتصادی آنها همواره با اثر انگشت امضا میشده است و آنها کاملا از این واقعیت که اثر انگشت هر انسانی متفاوت با انسان دیگر است اطلاع داشته اند. قدیمیترین اثر انگشتی که بعنوان امضا استفاده شده است و امروز از آثار باستانی به شمار میرود مربوط به قرن سوم پیش از میلاد یعنی حدود هزار سال قبل از تولد پیامبر اسلام است با این حساب حتی اگر منظور قرآن واقعا اثر انگشت بوده باشد نیز معجزه ای رخ نداده است، انسانهای دیگر بسیار قبل تر از محمد از این واقعیت باخبر بوده اند.